جوجه های ابی عاشقمنودرگیر خودت کن تا جهانم زیرو روشه .. تا سکوت هرشب من با هجومت روبه روشه...
چه معصومانه امشب، باز بيدارم ...امشب ، مي نشينم بالاي سر خيالت تا تو بخوابي. تا تو آسوده بخوابي امشب، تا صبح نگاهت مي کنم. وقتي که مي خوابي، چقدر از هميشه معصوم تري! دلم مي خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنينت، وقتي خوابي. دلم مي خواهد بنشينم کنارت، مراقب باشم که کسي، چيزي، صدايي، پرده ي نازک خواب لطيفت را پاره نکند. رويا مي بيني؟!... چه زيبا لبخند مي زني توي خواب! چقدر چشمان زيبايت آرامش مي بخشد توي خواب! تو چقدر آرامي!... دلم مي خواهد هميشه از اين آرامشت قرار بگيرم دلم مي خواهد قرار هميشه برقرار من باشي... فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2. من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4. تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير) 7. من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا من دوست شو!)
پسر به دختر: دوست دارم دختر: خفه شو پسر : عاشقتم دختر : خفه شو پسر : تو تمام زندگی منی دختر : خفه شو پسر : با من ازدواج میکنی دختر : راست میگی پسر : خفه شو
1000مرتبه900جمله ی عاشقانه رادر800جای مختلف به700زبان پیش600نفرطرح کردم
500تای ان را در 400جمله به300زبان در200کتاب ترجمه کردم100تای ان رادر 90روز روزی80 دفعه برای تو خواندم70تای ان را60 بار در 50روز روزی 40 بار برای تو تکرار کردم 30تای آن را آموختی وبیشتر از20 روز 10 بار9سوال از تو کردم به 8 سوال من 7 مرتبه در فاصله ی 6 روز 5 جواب دادی 4 دفعه تو را در 3 جا دعوت کردم 2 ساعت خواهش کردم1 ساعت ان را باز کردی توضیح دادی و در یک ثانیه گفتی:دوستت دارم
گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود به خود گفتم دوباره بخت یارم شود به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شود به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شود ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر بود .....تظاهر بود... . ![]() ![]() ![]()
دست و پا میزنه اما واسه موندن خیلی دیره یکی اینجا روبرومه که خراب آرزوشه یه مسافر غریبس که با مردم نمیجوشه یکی که بخاطر تو با یه دنیا در میوفته حتی واسه بی وفائیت شعر عاشقونه گفته روبروم نشسته بی تو زل زده تو چشمای من میگه با سرخی آواز تلخی سکوت و بشکن اون منم همون که عشقت مثه ایینه روبروشه اون منم همون غریبه که با هیچکس نمیجوشه یکی که فروغ چشماش از همون مرداب خیسه خط به خط گلایه هاشو میخونه نمی نویسه
|
|